الان دقیقا دو سال ۷۳۰ روز از بودن ما با هم میگذره دو سال از گره خوردن ما با همدیگه٬ دو سال از یکی بودن احساسهامون… توی این ۷۳۰ روز٬ خیلی روزهای خوب داشتیم٬ و خیلی روزهای تلخ. روزهایی که زندگیمون خیلی شور بوده و روزهایی که خیلی شیرین. ۷۳۰ روز خاطره. میدونی یعنی چی؟ [...]
بایگانیِ دستهٔ ‘Uncategorized’
میدونم الان که آشتی کردیم٬ دوست داری بهت اساماس بزنم بازم٬ بگم معذرت میخوام. راستش میخواستم این کارو نکنم٬ بذارم ناراحت که شدی بگم بیای اینجا رو بخونی (چقدر بدجنس:>) ولی دلم نیومد. الان بهت اساماس میزنم که بیای بخونی اینجا رو:دی به خاطر رفتارهای بچهگانهای که دارم٬ معذرت میخوام. خوب کودک درون من هنوز [...]
الان ساعت از دو گذشته و من دارم اینجا مینویسم. خیلی وقت بود که روزهامون به این پر انرژیای نشده بود. شاید چون خیلی وقت بود که توی یک روز این همه مدت پیش هم نبودیم. امروز به من خیلی خوش گذشت. اینکه جمع خوبی بود. و مخصوصا اینکه تو بودی. و میگفتی که دوستم [...]
زیاد خوب نیستم. استرسم زیاد شده. برای خیلی چیزها. گاهی عصبی میشم. تو هم. گاهی بد اخلاق میشم. کم چیزی میخونم. کم مینویسم. تنها چیزی که دارم تویی. وقتی باهام خوبی انرژی میگیرم. میتونم هنوز زنده باشم. وقتی نیستی٬ بگذریم… من همیشه چند تا عذر خواهی بهت بدهکارم. هر چقدر هم کارای قبلیم رو جبران [...]
هیچ چکیدهای موجود نمیباشد زیرااین یک نوشتهٔ پاسداری شده است.
نمیتوانم نگاهت کنم زیرا اگر نگاهت کنم، از تو خوشم خواهد آمد و از کار اخراج خواهم شد پ.ن: این رو دیشب خواب دیدم. البته شعر اصلی از این خیلی بیشتر بود. ولی قطعش رو فقط تونستم بنویسم
اذیتت میکنم، میدونم. کم تحمل شدم، میدونم گاهی بهونه گیر شدم، میدونم نه تنها تو که خیلی از اطرافینم رو میرنجونم، میدونم گوشه گیر شدم، میدونم خیلی بد شدم ولی از تو ممنونم که بزرگی، تحمل میکنی امیدوارم جبران کنم… معذرت میخوام برای کارام دوست دارم:*
بیشتر از دو ساعته هی دارم عکستو نگاه میکنم. سخته واسش نظر ندادن.. هنوزم صبر نمیشم از دیدنش. نظر ندادم چون قرار بود نفهمن آشتی کردیم. ولی خوب کسایی که اینجا رو میخونم دیگه فهمیدن:دی نتونستم باید بابتدیشب ازت تشکر کنم. به نظر میرسید بهت خوش گذشته باشه، امیدوارم که همینطور بوده باشه پ.ن. دلم [...]
توی زندگی همیشه اتفاقاتی میافته که انتظارشون رو شاید نداشته باشی، ولی بعد میفهمی که این دقیقا همون اتفاقی بوده که دلت میخواسته بیافته. مثل آشنایی من و تو. من تو رو خیلی اتفاقی پیدا کردم. شایدم بشه گفت تو من رو اتفاقی پیدا کردی. چون تو بودی که با کنجکاوی حاضر خودت اومدی تو [...]
من بهترین نیستم، ولی تو با من مثل بهترین رفتار کردی من بهترین نبودم، ولی تو من رو بهترین دونستی من و تو همدیگه رو میشناسیم، من تو عاشق همیم تو سهم خودت رو ساختی من هم باید سهم خودم رو کامل کنم دوستت دارم:* پ.ن. ممنون برای همه بزرگیت:*