یه زن با جنونش به من یاد داد که عاشق شدن قبل ویرونیه

Posted: نوامبر 13, 2011 in Uncategorized

زیاد خوب نیستم.
استرسم زیاد شده. برای خیلی چیزها. گاهی عصبی می‌شم. تو هم. گاهی بد اخلاق می‌شم. کم چیزی می‌خونم. کم می‌نویسم.
تنها چیزی که دارم تویی. وقتی باهام خوبی انرژی می‌گیرم. می‌تونم هنوز زنده باشم. وقتی نیستی٬ بگذریم…
من همیشه چند تا عذر خواهی بهت بدهکارم. هر چقدر هم کارای قبلیم رو جبران کنم٬ باز به عذرخواهی‌هام اضافه می‌شه.
من همیشه بهت مدیونم. فکر نکن نمی‌دونم فداکاری‌هات رو. فکر نکن ارزش ندارن برام. هر لحظه بهت مدیونم.
ببخش اگه کم می‌نویسم. اگه با این که روزای خوبی رو کنارت دارم٬ ولی باز دستم به نوشتن نمی‌ره. می‌دونم که درکم می‌کنی٬ می‌دونم.

نمی‌دونم باید این که دوستم داری رو بهترین چیزی بدونم که توی این دنیا دارم یا این که دارمت. تصور نبودن هر کدومشون برام غیر ممکنه…

دوست دارم. می‌دونم که می‌دونی و می‌دونی که می‌دونم دوسم داری…

 

*پینوشت: عنوان از آهنگ ساعت – فقط یه کمی چای واسه من بریز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s